توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ستاره بود و كلیشه نشد*** هدیه تهرانی


BarBoD
08-27-2008, 02:31 PM
ستاره دهه70: هدیه تهرانی
ستاره بود و كلیشه نشد
[Only registered and activated users can see links]
داستان ستاره‌شدن هدیه تهرانی در سینمایی كه هیچ‌وقت به بازیگران زن مهلت و مجال درخشش و محبوبیت نمی‌داد، شروع جالب و عجیبی دارد؛ همه چیز با اتفاق آغاز شد و بر حسب اتفاق جلو آمد و به ثمر نشست. محمدرضا شریفی‌نیا كه در شناخت ویژگی‌ها و قابلیت‌های بالقوه بازیگری در سینمای ایران نامی‌آشنا و تائید شده دارد، هدیه تهرانی را در فروشگاهی می‌بیند و به دنیای بازیگری دعوتش می‌كند:« قصد داشتم از ایران بروم و در آلمان در رشته دكوراسیون داخلی ادامه تحصیل بدهم. همه كارهایم را هم كرده بودم و سفرم داشت قطعی می‌شد. آن دوره مربی شنا بودم و در تابستان 1372 درحالی‌كه دستم هم شكسته بود، رفته بودم فروشگاه باغ كه برای كارهای دكوراسیون حصیر بخرم. آقای شریفی‌نیا و خانم حاجیان هم اتفاقاً آن‌جا بودند.
آن‌ها را می‌دیدم كه از پشت قفسه‌ها با نگاهشان تعقیبم می‌كنند و می‌دانستم هر لحظه ممكن است بیایند و بپرسند می‌خواهی فیلم بازی كنی؟ این اتفاق بارها افتاده بود و با این حس و نوع نگاه‌ها آشنا بودم. به‌هرحال چند لحظه بعد خانم حاجیان جلو آمد و پرسید شما تهران زندگی می‌كنید؟ جواب دادم بله و بعد گفت به بازیگری علاقه دارید؟ گفتم نه، چون آن زمان سینمای ایران را خیلی دوست نداشتم و بازیگری هم طبعا جذابیت چندانی برایم نداشت. جواب منفی دادم، اما خانم حاجیان و آقای شریفی‌نیا با دوست من و مادرش كه همراهم بودند صحبت كردند و شماره تلفن‌شان را گرفتند و از طریق آن‌ها تماس‌های بین ما شروع شد. در یكی از همین تماس‌ها بود كه دعوت شدم به دفتر هدایت‌فیلم برای فیلم روز واقعه. موقع خواندن فیلم‌نامه دیدم راحله نقش خیلی كوتاهی است كه هیچ كار خاصی جز چندتا بله و خیر نمی‌كند و بیش‌تر یك تیپ ساده است تا شخصیت. به همین دلیل جواب منفی دادم.»

اگر دنبال ریشه‌یابی دلایل ستاره‌شدن هدیه تهرانی باشیم، باید از همین جا شروع كنیم. از این‌كه چهره پرطرفدار یك دهه سینمای ایران از ابتدا با «نه گفتن» و رعایت شكلی از استقلال و تن‌ندادن به جریان رایج روزمرگی و شانس و تقدیر و تصادف پا به این عرصه گذاشت. البته تهرانی چند سال پیش از آن هم تا یك قدمی‌حضور جلوی دوربین سینما رسیده بود؛ اولین پیشنهاد را ناصر تقوایی كه از آشناهای خانوادگی‌شان بود، چند سال قبل از این ملاقات مطرح كرد. اولین‌باری كه او به‌طور جدی به بازی در یك فیلم فكر كرد بیست‌ساله بود و ناصر تقوایی می‌خواست «چای تلخ» را بسازد، اما فیلم به سرانجام نرسید و اولین بخت جدی تهرانی برای بازیگر شدن با بدشانسی همراه شد. این اتفاق در ابتدای ورودش به سینما باز هم تكرار شد تا داستان ستاره‌شدنش هم شكلی دراماتیك پیدا كند. عكس‌های تست گریم «روز واقعه» در اختیار كارگردان‌ها و تهیه‌كننده‌ها قرار گرفته بود و كیانوش عیاری برای بازی در «بودن یا نبودن» و ایرج قادری برای بازی در «می‌خواهم زنده بمانم» از او دعوت به همكاری كردند كه هر كدام به دلایلی به نتیجه نرسید. مسعود كیمیایی فیلم‌نامه «سیب سرخ حوا» را به او پیشنهاد داد و تهرانی داستان فیلم را شنید و پسندید، اما وقتی كیمیایی از كارگردانی این فیلم كناره‌گیری كرد و سعید اسدی جای او را گرفت، تهرانی هم از همكاری طفره رفت.


«نه گفتن» كه بعدها مولفه و شاخصه اصلی پرسونای بازیگری او شد و شرایط حضور شخصیت‌های زن در سینمای ایران را به مسیر تازه و متفاوتی كشاند، به «روز واقعه» و «سیب سرخ حوا» ختم نشد. سینمای ایران برای پیدا كردن ستاره‌اش یك بار دیگر هم جواب منفی شنید، آن‌هم در مقابل پیشنهاد كارگردانی كه معتبرترین بازیگران سینما هم با اشتیاق جلوی دوربین‌اش می‌روند:« قراری گذاشتیم برای فیلم‌نامه “لیلا” كه آن موقع اسمش “یك داستان واقعی” بود. رفتم آن‌جا و آقای مهرجویی درباره فیلم حرف زدند و سناریو را تعریف كردند، اما قصه فیلم را دوست نداشتم و قبول نكردم. البته آن موقع عقلم نمی‌رسید و شاید به خاطر اعتبار و اسم آقای مهرجویی باید قبول می‌كردم، اما این مضمون كه مردی می‌خواهد زن بگیرد چون همسرش نازاست برایم قابل هضم نبود و فكر می‌كردم اصلا چرا باید چنین موضوعی را مطرح كرد.» تهرانی بازی در شاهكار مهرجویی را رد كرد تا با فیلمی‌از مسعود كیمیایی اولین حضورش در سینما را تجربه كند و كیمیایی هم روند معرفی ستاره‌ به سینمای ایران را تداوم داد. حضور تهرانی در «سلطان» نامش را سر زبان‌ها انداخت و این نقطه آغاز مسیر نه‌چندان سرراست او در سینمای ایران شد.

«غریبانه» با هدیه تهرانی و ستاره محبوب اما رو به افولی مثل ابوالفضل پورعرب به فیلمی ‌پرتماشاگر تبدیل شد و خیلی‌ها استقبال تماشاگران از فیلم را پای حضور جذاب و شخصیت متفاوت زن داستان نوشتند. در روزهایی كه كشور با به قدرت‌رسیدن اصلاح‌طلبان در زمینه‌های مختلف سیاسی و فرهنگی چهره عوض كرده بود، هدیه تهرانی تصویر تیپیك و مقبول فرهنگ در جریان اصلاحات شد و اهدای سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن نقش اول به هدیه تهرانی برای بازی در «قرمز» یكی از جریان‌سازترین اتفاق‌های سینمایی آن دوران بود. جایزه‌ای كه باعث شد شخصیت زن مستقل، سرد و صورت‌سنگی به عنوان پرسونای آشنای ستاره عصر اصلاحات تثبیت شود: « بعد از بازی در “قرمز” قضیه برایم جدی‌تر شد. به همین دلیل موقع اكران فیلم رفتم انگلستان تا در رشته دراما ادامه تحصیل بدهم و این كار را به صورت جدی‌تر و آكادمیك شروع كنم و جلو بیایم. این انگیزه جدی بود، چون همیشه در زندگی وسوسه تجربه كارهای تازه و مختلف را داشتم و بازیگری بیش‌تر از بقیه كارها این انگیزه درونی مرا پوشش می‌داد و میل و شیطنت دائمی‌ام را به از این شاخه و آن شاخه پریدن مهار می‌كرد.»


[Only registered and activated users can see links](1).jpg

«سیاوش» برای هدیه تهرانی بهانه‌ای برای تداوم حرفه‌ای بازیگری و برای سینمای ایران نشانه‌ دیگری برای تثبیت موقعیت ستاره‌ای بود كه می‌توانست گیشه فیلم‌ها را تضمین كند و نشان بدهد كه فروش چشم‌گیر «قرمز» اتفاقی نبوده است. در این مقطع، بی‌تردید بهترین شانس ستاره‌ سینمای ایران بازی در نقش جنجالی و پیچیده‌ پرستار فیلم «شوكران» بود؛ موقعیتی كه تهرانی به‌خوبی دركش كرد و از آن بهترین استفاده را كرد تا ثابت كند جذبه ستاره‌گی را می‌شود با كیفیت بازیگری پیوند داد. شخصیت سیما ریاحی شوكران در برهوت تصویر ملال‌آور زن در سینمای ایران و توانایی این سینما در كلیشه‌كردن بازیگران یك شاه‌نقش واقعی بود كه می‌توانست مسیر حرفه‌ای هر بازیگر زنی را تغییر بدهد. مرور كارنامه بازیگری تهرانی می‌گوید كه هیچ فیلمی‌به خوبی «شوكران» نمی‌تواند آینه تمام‌قد ویژگی‌هایی باشد كه تهرانی را به ستاره بی‌چون و چرای آن روزها تبدیل كرده بود و دقیق‌ترین تعریف و توضیحی است كه می‌شود به كمك آن رمز و راز اقبال عمومی‌بی‌سابقه تهرانی را كشف كرد.
ركوردشكنی «شوكران» در گیشه باعث شد تا هدیه تهرانی در سال پایانی دهه 1370 در چهار فیلم بازی كند و تهیه‌كنندگان را از دغدغه ناكامی‌در جلب تماشاگر و فروش فیلم‌ها خلاص. فروش خوب چهار فیلم «دست‌های آلوده»، «چتری برای دو نفر»، «پارتی» و «آبی» اوج قدرت‌نمایی ستاره دهه 70 سینمای ایران در جلب تماشاگران سینما بود و تصور نمایش ناموفق فیلمی‌كه با نام و تصویر هدیه تهرانی گارانتی شده تقریباً ناممكن به نظر می‌رسید. تنوع نقش‌های او در دو سال ابتدایی دهه 1380 حكایت متقابل اعتماد سازندگان فیلم‌ها به ستاره و اعتماد به نفس ستاره برای قدم‌گذاشتن به مسیرهای تازه و متفاوت در بازیگری بود و تماشاگران سینما هم با استقبالی متناسب با ظرفیت هر كدام از این فیلم‌ها نشان دادند كه هنوز به ستاره‌شان اطمینان دارند و او را رها نكرده‌اند. حضور فیلم‌هایی مثل «دنیا» و «دختر ایرونی» در رده‌های بالای جدول فروش سالانه سینماها كه قابل پیش‌بینی و محتمل بود، ولی موفقیت نسبی فیلم‌های «خانه‌ای روی آب» و «كاغذ بی‌خط» نشان داد كه ستاره‌ها می‌توانند نقش موثری در تغییر ذائقه عمومی‌سینماروها ایجاد كنند و امكانی برای ساخته‌شدن آثاری را فراهم كنند كه در شرایط عادی سرمایه‌گذاری روی آن‌ها ریسك بالایی دارد.

تصویر درشت هدیه تهرانی در بیل‌بردهای تبلیغاتی فیلم جنگی پر خرجی مثل «دوئل» از مهم‌ترین نقطه عطف‌های حكایت ستاره‌ها در سینمای این سال‌های ایران بود؛ تهرانی با دو سه دقیقه بازی افتخاری در این فیلم توانست ماجرای جنجالی بازگشت سعید راد به عنوان ستاره‌ای قدیمی‌و نوستالژیك را هم تحت تاثیر خودش قرار بدهد. هوشمندی تهرانی در قبول‌نكردن نقش زن جنوبی میانسال «دوئل» حكایت از تصور روشن و مشخص او نسبت به قابلیت‌های خودش و تعریف‌ درستش از شرایط و قواعد ستاره‌بودن داشت. شاید اگر آن تعریف و قاعده در ذهن تنوع‌طلب هدیه تهرانی درست نشسته بود، سینمای ایران هنوز هم می‌توانست از وجود و حضور این ستاره‌ موفق بهره‌برداری كند. پذیرفتن بازی در نقش زن بومی‌فیلم «جایی برای زندگی» كه شباهت‌های زیادی به زن جنوبی «دوئل» داشت، مسیر حرفه‌ای هدیه تهرانی را تغییر داد. او – انگار كه از ستاره‌بودن و موفقیت خسته و دل‌زده شده باشد – سراغ آزمون و خطاهایی رفت كه ضریب خطاهای بالایی داشت و نتیجه‌اش تا امروز چهار فیلم اكران‌نشده یا بدون مجوز نمایش (آبادان، شبانه، نسل جادویی و نیوه‌مانگ) و افت چشم‌گیر فروش فیلم‌های دیگرش بوده است.
. وسوسه‌های تازه ستاره، هر چه كه بود، سرانجام موفقی نداشت و باعث شد كه سینمای ایران زودتر از آن‌كه تصور می‌شد ستاره موفق و مقتدرش را در قامت بازیگری تجربی ببیند و افول وجه ستاره‌گی او را تماشا كند. این وسط امیدواری محكمی‌برای احتمال بازگشتی موفق هست كه نشان می‌دهد تلفیق تجربه‌گرایی و آزمودن راه‌های متفاوت و نقش‌های تازه الزاماً به معنای پشت‌پا زدن به پیشینه بازیگری و تصویر ذهنی تماشاگران از ستاره محبوب‌شان نیست؛ «چهارشنبه‌سوری» آخرین فیلم به نمایش درآمده هدیه تهرانی است كه اوج مثال‌زدنی دیگری در توان بازیگری او و اثبات دوباره محبوبیتش در مقام یك ستاره را همزمان یادآوری می‌كند. «چهارشنبه‌سوری» سرمشق كاملی از هدیه تهرانی برای هدیه تهرانی است كه می‌گوید می‌شود ستاره بود و كلیشه نشد، جایزه جشنواره‌ای گرفت و نفروش نبود و از آن مهم‌تر می‌شود تعریف‌های ناقص و غلطی را كه میان «بازیگر» و «ستاره» فاصله می‌اندازد و نقش‌آفرینان سینما را با تعریف‌های قالبی دسته‌بندی و ارزش‌گذاری می‌كند، تصحیح كرد. این‌كه هدیه تهرانی درس‌ها و تجربه‌هایش از این دوره خاص كارنامه بازیگری‌اش را چه‌طور به كار خواهد گرفت، معلوم می‌كند كه آیا این دوران گذار به قیمت كم‌سو شدن موقت كیفیت ستاره‌گی او ارزشش را داشته یا جریان‌های تازه و اتفاق‌های دیگری در راه است